محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1271

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

و بفشارند و بپالايند و هم‌چنين مكرر كنند تا چهار مرتبه يك رطل رفته ربع ده رطل آب بماند يعنى دو رطل نيم پس آن را بپالايند و به وزن آب شكر داخل كرده بجوشانند و كف آن را بكيرند و بقوام اورند و در شراب ورد قابض يك مرتبه كل سرخ را در آب بجوشانند و پالوده با قند سفيد بقوام اورند و اكر خواسته باشند كه اسهال آن مفرط باشد زياده كنند مرة تكرار كل سرخ را از چهار مرتبه يعنى تا پنج و شش مرة كل سرخ را مكرر كنند الى آنكه شيخ الرئيس منع كرده بتجاوز طبخ آن را از پنج مرتبه و بعضى از متاخرين كفته‌اند كه اكر خواسته باشند كه قويتر شود تا هفت بار كل سرخ را در آن مكرر كنند و يكى از قائلين اين قول صاحب اختيارات بديعى است پس شيخ داود كفته كه شيخ رئيس ترك كرده مصلحات تعطيش اين شراب را و آنچه اصلاح تعطيش آن مىكند تخم كاهو و طباشير سفيد مصطكى و انيسون است از هريك يك درم در يك رطل از شراب مذكور كه ادويه را كوفته در خريطهء كتانى كرده سر آن را بسته در وقت طبخ در ديك اندازند و دائم بمالند تا قوت آن به شراب بازداده شود پس نيكو بمالند تا كيسه خالى شود پس آن را دور كنند [ شراب ورد مكرر بنسخهء شيخ الرئيس ] شراب ورد مكرر بنسخهء شيخ الرئيس مسهل رطوبات بسيار است پاك ميكرداند معده را از انها صنعت آن بكيرند برك كل تازهء منزوع الاقماع نيمن در سه چند تا پنج چندان آب مقدار يك ساعت جوش دهند پس صاف نمايند و مرتبهء ديكر همان وزن برك كل تازهء منزوع الاقماع داخل كرده باز طبخ نمايند و همچنين هرچند مكرر نمايند بهتر است و قويتر مىكردد در اسهال پس با ترنجبين يا عسل مصفى به قدر نيمن بقوام اورند شربتى از ده درم تا بيست درم اسهال مينمايد اسهال بسيار بىمشقت [ شراب ورد مكرر بنسخهء سيد مظفر الدين شفائى ] شراب ورد مكرر بنسخهء سيد مظفر الدين شفائى كفته كه اين شراب مسهل صفرا است و تبهاى مركبه را مفيد باشد صنعت آن بكيرند كل سرخ تازه كه اقماع و زردى ميان انها را دور كرده باشند نيمن و در نه من آب بجوشانند تا به هفت من رسد پس بپالايند و ديكرباره كل سرخ منقى از اقماع و زردى نيمن در آن مطبوخ مصفّى داخل كرده باز بجوشانند و ديكرباره بپالايند و چند نوبت چنين كنند تا آب به يك من رسد و بپالايند و با يكمن قند سفيد بقوام اورند شربتى سى درم تا چهل درم با ده درم سكنجبين ساده با آب يخ يا برف بياشامند و بدانكه در جائى كه يخ و برف نباشد آب بشوره سرد نموده قايم مقام آن ميتواند شد [ شراب ورد مكرر از والد ماجد فقير ] شراب ورد مكرر ديكر قلمى فرموده‌اند كه اين منقول از خط قدوة المحققين السّيد السند العلامة العصر مير محمّد هادى والد ماجد فقير است قدس سرّه صنعت آن بكيرند ده استار ورق كل سرخ منقى از اقماع و تخم آن كه زر ورد كويند و در قدح چينى با ده من كلاب خشبو مكرر بخيسانند و دو روز در افتاب بكذارند پس در ديك كرده بجوشانند تا ربع آن برود يعنى هفت و نيمن كلاب باقى ماند پس كل سرخ را نيكو بمالند و بفشارند بنوعى كه مطلق رطوبت در آن ثفل نماند پس آن را بپالايند و مقدار ده استار ديكر ورق كل سرخ منقى داخل كنند و بجوشانند تا پنج من كلاب باقى ماند پس كلها را بمالند و بفشارند بدستور بپالايند و مرتبهء سيّم ده استار ديكر كل سرخ در آن داخل كرده بجوشانند تا سه من نيم كلاب باقى ماند پس باز بمالند و بفشارند و بپالايند و مرتبهء چهارم ده استار ديكر ورق كل سرخ داخل نمايند و بجوشانند تا دو من كلاب باقى ماند پس آن را بمالند و بپالايند و مرتبهء پنجم ده استار ديكر ورق كل سرخ داخل نمايند و بجوشانند تا يكمن باقى ماند پس آن را نيكو بفشارند فشردنى قوى كه مطلق رطوبت و ثفل نماند و بپالايند و در آن يك من شكر سفيد داخل نمايند و بجوشانند تا كف بر سر اورد پس قدرى سفيدهء تخم مرغ مخلوط باب بران ريزند تا كف آن جمع شود پس تمام كف آن را بكيرند و مرتبهء ديكر آن را صافى نموده بجوشانند تا بقوام جلاب آيد فرود آورده سرد كرده در ظرف چينى يا زجاجى نمايند و در وقت حاجت از يك اوقيه تا سه اوقيهء آن را با كلاب به برف سرد كرده بياشامند [ شراب ورد به نسخهء يحيى بن عيسى بن جزله در منهاج الادويه ] شراب ورد به نسخهء يحيى بن عيسى بن جزله كه در منهاج الادويه ذكر كرده و كفته كه مبرد و مجفف و نافعست از براى تشنكى و التهاب معده و ملين طبع است صنعت آن كل سرخ فارسى تازه پاك كرده از اقماع و بزر يك رطل در آب بجوشانند و بپالايند پس در هر يك رطل از آن يك رطل شكر طبرزد داخل كرده بجوشانند باتش ملايم و كف آن را بكيرند تا بقوام آيد سرد كرده صافى نموده نكاه دارند پس اكر اراده كرده شود كه بكردد مسهل بايد كه بجوشانند كل سرخ را و صافى نموده آن صافى را باز در ديك كرده مرتبهء دوم كل تازه بران افكنند و بجوشانند و صافى نمايند و باز صافى را در ديك كرده تكرار كل تازه بران نمايند و هم‌چنين تا پنج دفعه يا هفت دفعه و هرچند زياده تكرار نمايند ميكردد اسهال آن زياده پس بپالايند و با يك رطل شكر بقوام اورند پس بدرستى كه اين شراب اسهال صفراوى رقيق مىكند شربتى چهار اوقيه است با دو اوقيه سكنجبين ساذج با آب سرد يا آب برف و كاهى تقويت كرده مىشود بسقمونيا از براى كسى كه محتاج بتقويت آن باشد و چون تشنه شود سكنجبين با آب برف بياشامند [ شراب ورد يوحنا ] شراب ورد يوحنا كفته اين شراب سرد و خشك است تبهاى كرم را سود دارد و تشنكى بنشاند و معده را قوى كند و شكم را نرم كرداند صنعت آن برك كل سرخ تازه كه اقماع و تخم آن را تمام جدا كرده باشند چهار من در بيست من آب يك شبانه‌روز بخيسانند آن كاه باتش ملايم بجوشانند تا به نصف رسد پس بپالايند و در هر رطلى از وى يكمن شكر طبرزد داخل كرده و ديكرباره باتش ملايم بپزند و كف آن را بكيرند و بقوام جلاب اورند و بعد از آن چند روزى در افتاب نهند تا قوى كردد آن كاه هنكام حاجت چهار اوقيه از وى با دو اوقيه سكنجبين ساذج بياميزند و يخ در آن افكنند تا سرد شود و سحركاه بياشامند [ شراب ورد بنسخهء حكيم سديد منقول از ذخيرهء سيد اسمعيل ] شراب ورد بنسخهء حكيم سديد منقول از ذخيرهء سيد اسمعيل كه در حمى بقيانوس ذكر كرده و حكيم سديد كفته كه اين شراب مسهل بلغم و صفرا است صنعت آن بكيرند برك كل سرخ تازهء پاك كرده از اقماع و به زور دو من و بپزند در ده من آب تا آنكه آب طعم و رنك كل بكيرد پس انكل را بفشارند و ابرا باز در پاتيل كرده دو من ديكر برك كل سرخ تازهء منقى داخل كرده بدستور مذكور بجوشانند پس بپالايند و دو من عسل مصفّى داخل كرده بقوام اورند پس حكيم سديد كفته كه كل را اكر چند مرتبه مكرر نمايند ميكردد اقوى و اكر بدل عسل شكر سفيد كنند بهتر در امزجهء حاره شراب ورد كه حكيم سديد نقل كرده صنعت آن بكيرند برك كل سرخ خشك كرده يك رطل و در چهار رطل آب بجوشانند تا يك رطل آب بماند پس بپالايند و يك رطل شكر طبرزد داخل كرده بقوام اورند شربتى چهل درم تا شصت درم باب سرد و اكر ممزوج كنند به آن مقدار ده درم سكنجبين سكرى مىباشد اقوى و هر مرتبه كه بعد از آشاميدن اين شراب آب سرد بياشامند يكدست اجابت مىكند [ شراب ورد بنسخهء محمود بن الياس ] شراب ورد بنسخهء محمود بن الياس در حاوى صغير كفته كه اين شراب مبرد و مجفف و نافعست از براى تب صفراوى و محرقه و مطبقه و مسهل بعصر است و مسكّن عطش صنعت آن بكيرند كل سرخ كه اقماع و زردى ميان انها را تمام جدا كرده باشند چهار رطل و در قدح چينى كرده ده رطل آب جوشان بر روى وى كرده يك شبانه‌روز بخيسانند پس بمالند و بفشارند فشردنى قوى كه در آن رطوبتى باقى نماند بپالايند و در ديك سنكى بجوشانند تا به نصف رسد و كف آن را بردارند پس چهار رطل شكر سفيد داخل كرده بجوشانند و كف آن را بكيرند و صافى نموده باز در ديك كرده بجوشانند تا بقوام آيد و نكاه دارند شربتى چهار اوقيه با دو اوقيه سكنجبين با آب سرد يا آب برف [ شراب ورد ديگر كه مسهل صفرا و سودا است و نافع از براى امراض قلب ] شراب ورد ديكر كه مسهل صفرا و سودا است و نافع از براى امراض قلب حادث از صفرا و سوداوى محترق و امراض حادثه بمشاركت امراض صفراوى و سوداوى و قلب مانند صداع بسبب صعود ابخرهء صفراويه يا سوداويهء آن دو خلط از قلب بسر صنعت آن بكيرند ورق كل سرخ تازه يك رطل و اكر كل سرخ تازه نباشد ثلث رطل كل سرخ خشك منزوع الاقماع و در شش من آب يا كلاب بجوشانند چون به نصف رسد بپالايند و همان مقدار برك كل ديكر در آن داخل كرده باز بجوشانند چون يك رطل نيم آب بماند بپالايند و يك رطل قند سفيد داخل كرده بقوام اورند شربتى از يك اوقيه تا دو اوقيه با آب سرد بنوشند [ شراب ورد مسهل از اقتراح ابن مير محمد هادى محمد هاشم ] شراب ورد مسهل قلمى فرموده‌اند كه اين از اقتراح العبد الموفق بتائيد رب الحكيم العالم ابن السيد السند